- بازديد امروز: 26
- بازديد ديروز: 24
- بازديد هفته: 26
- بازديد ماه: 696
- بازديد كل: 8094
- تعداد کل صفحات: 1
- صفحه کنونی: 1
- طراح قالب: اینفوتک
- پيشنهاد ما: چت روم نق نق
- پشتیبان: وبلاگ سرا
به نام بخشایشگر بی منت
با سلام خدمت تمام دوستان و درود خداوندگار عالم بر مخالف من و ما....
اینک نزدیک تحویل سال ٨٩ است و قلب من مالامال از اندوه است .
اندوه جای خالی فرزندی در خانه ÷دری مادری خواهری و...
اندهگینم از اتفاقات ٨٨ از دروغ ها از ....ها از.....ها از بی تدبیری مسئولان مملکت جاوید من.
سلام من بر روح شهدای ایران سر افراز سلام من بر جویندگان راه حق سلام بر برادران غیور سلام بر خواهران پاکدامن ایرانم.
خجسته باد سال صبر و استقامت... سبز باد راه شهیدان سبز باد راه و یاد امام امت سبز باد ایران ما سبز باد دلهای اندوهگین . با امید به خدای مننان آغاز راه عدالت و بردباری راه سبز اسلام و ایران سرافراز
بر تمام دلسوزان ایران اسلامی فرخنده باد.
درود بر سید مظلوم ما درود بر میر حسین عزیز ما .
اللهم فلک کل اسیر.... اللهم ارزقنا شفاعتک یوم الجفا...
سال ١٣٨٩ بر تمام ایرانیان مبارک باد.
همتون رو دوست دارم
قافله ی به هم پیوسته ی شهدا فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک میگویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیبدیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته میدانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاریها و رنجها است. تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته جا دارد به اقشار، اقوام، قومیتها، فرهنگها و جناحها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند. در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک میگویم. خانوادههای آسیبدیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشتهاند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانوادهها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند. سالی که بر ما رفت…
شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.
۸۸ تمام شد گو اینکه تمام نمی شود این سال. همین اول مطلب با یک شرمندگی دراز عرض کنم که این مطلب طنز نیست. این گزارش کار یک فقره آدم است در سالی که خیلی شلنگ تخته انداخته.
من، ابراهیم رها، شهادت می دهم به وحدانیت خدا و به اینکه محمد (ص) رسول او و علی (ع) ولی الله است. من، ابراهیم رها، شهادت می دهم معتقدم به شیعه جعفری اثنی عشری. من، ابراهیم رها، شهادت می دهم به اینکه همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم. شهادت می دهم که وقتی معاونِ معاونِ وزیر و همچنین معاونِ وزیر و ایضا خود وزیر هی به آدم و مطالب آدم مثل «سیل و زلزله» اشاره می کنند آدم هم فی الفور شهادت دادنش می گیرد به جان خودم! راستش اول احساس کردم که چه خوب، خیلی معروف شده ام بعد دیدم در باب مفعول هست اما (این باب هم باعث خفت و خاری و کهریزک است!) معروف نیست و مغضوب است.
شاید اگر مصدق و ماهِ اسفند را با هم عجین شده بخوانیم به بیراهه نرفته ایم؛ چرا که در نهم اسفند ۱۳۳۱ گروهی از نظامیان، روحانیون و لباس شخصی ها نقشۀ قصد قتل او را کشیده بودند که با شکست مواجه شد و چهاردهم اسفند۱۳۴۵ نیز که روز درگذشت وی در تبعید می باشد و اما ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، سومین مناسبتِ مصدقی در اسفند ماه است که طی جنبشی سخت - و به سبب تلاش و خون دل خوردن و سماجت و نطق هایش- «ملی شدن صنعت نفت» را به نتیجه رساند و در همین راستا تزهایی چون «اقتصاد منهای نفت» و «موازنۀ منفی» را در اقتصاد و سیاست خارجی تدوین و اتخاذ کرد . نــــفت؛ ورود نعمت به اقتصاد ایران یا بلای جان؟ شاید از پنجم خرداد ۱۲۸۷بود که فوران نفت از مسجد سلیمان در جنوب غربی ایران، اسباب دگرگونى اوضاع ایران و خاورمیانه را فراهم آورد. یك سال پیش از كشف نفت نیز، نهضت مشروطه به سرانجام رسیده و با تشكیل مجلس شوراى ملى، اوضاع و روند تصمیم گیرى سیاسی و اقتصادی کشور، شكل دیگرى به خود گرفته بود. دوسال بعد شركتی تحت عنوان «نفت انگلیس و ایران»، با سرمایه یك میلیون پوند، جهت بهره بردارى از منابع نفتی ایران تأسیس و اولین پالایشگاه خاورمیانه در آبادان احداث شد. یكم دى ۱۲۹۱نیز، اولین محموله نفتى از آبادان راهى بازار جهانى شد و همزمان نیاز به نفت سراسر جهان را از آن خود کرد. چندماه پیش از آغاز جنگ جهانى اول، وینستون چرچیل (رئیس ستاد نیروی دریایی وقت) موفق شد با ۲ میلیون لیره،۵۰درصد از سهام شركت را خریداری نماید تا نفت به یکی از مؤلفه هاى تاثیرگذار در امنیت و سیاست منطقه و جهان مبدل شود. (معروف است این بار هم ایران - به سبب نفت- باعث شکست آلمان ها شد.) نمی رَوید تا امتیاز را لغو کنید در اواسط دوره پهلوی اول به یكباره درآمد ایران از محل فروش نفتی که شرکت انگلیسیِ دارسی آنرا استخراج و می فروخت به كمتر از یك چهارم قبل كاهش یافت و شاهِ وقت به كابینه دستور داد با شركت وارد مذاكره شود و در همان زمان شخصا یك روز به هیئت دولت آمد و پرونده مذاکرات را داخل بخارى انداخت و با خشم و غضب خطاب به وزرای کابینۀ تیمورتاش فریاد زد: "از اینجا نمى روید تا امتیاز را لغو كنید" به این ترتیب، در آذر ۱۳۱۱ امتیاز دارسى طبق دستور به طور یك جانبه لغو شد و شركت نفت انگلیس و ایران که براى حل سریع این مسئله وارد عمل شده بود، موفق شد قرارداد ۱۳۱۲ (۱۹۳۳) را با ایران منعقد نماید.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، هرچند از سالها پیش تخریب و انتشار اخبار دروغین علیه سیدمحمد خاتمی به عادتی از سوی مخالفان اصلاحات مبدل شده و این دروغها و تخریبها آنقدر بیپایه و اساس است که نه تنها از محبوبیت خاتمی کاسته نشده که روز به روز بیشتر شده است، اما با توجه به تاکید سردار باقرزاده بر اینکه او شخصا حضور خاتمی در مناطق عملیاتی را ندیده است و علیرغم اینکه از وی انتظار بود با توجه به مسئولیتی که بر عهده دارد با تحقیق بیشتری نسبت به نقش سیدمحمد خاتمی در ترویج و ثبت فرهنگ دفاع مقدس از زمانی که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود تا زمانی که با رای بسیار بالای مردم، دو دوره رئیسجمهور ملت ایران بود، سخن بگوید، برای اطلاع سردار باقرزاده تنها دو سند از حضور رسمی خاتمی در شلمچه را منتشر میکنیم.
با مراجعه به این آدرس که سایت رسمی ریاست جمهوری است میتوان به یک عکس و متن خبر حضور سیدمحمد خاتمی در شلمچه در تاریخ سوم خرداد 1379 به همراه تنی چند از فرماندهان عالیرتبه سپاه پاسداران دسترسی پیدا کرد.
همچنین سردار باقرزاده و رسانههای مخالف خاتمی و دولت اصلاحات میتوانند با مراجعه به صفحه 47 کتاب چاپ نخست تماشای یاس که توسط انتشارات آزما منتشر شده است، عکس زیر که مربوط به سفر سیدمحمدخاتمی به خوزستان و سپس حضور در شلمچه است را مشاهده کنند.
سردار باقرزاده در بخش دیگری از در مصاحبه خود با ویژهنامه نوروزی روزنامه جوان تاکید کرده است:«دولت اصلاحات با یادآوری خاطرات جنگ مخالف بود زیرا آن ها در نگاهشان جنگ را
در این میان كاهش محسوس حجم اخبار بر روی سایتهای پرشمار حامی دولت و رسانههای آنها علیه هاشمی و محدود كردن آن به آنچه لزوم رسیدگی پرونده قضایی فرزندان آیتالله مینامند حاكی از یك گام به عقب آنها و یك گام به جلوی رئیسجمهور دوران سازندگی در وقایع پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم است.
اما این همه ماجرا نیست. اتفاق دیگری نیز رخ داده كه اگر به قول تحلیلگران سیاسی از فاز اظهارات رسانهای به مرحله عملی برسد آن گاه میتوان ادعا كرد كه هاشمی برنده بلامنازع اختلافات با تندروهاست چه اینكه وی - كه حتی رسانههای بینالمللی پس از نام او، عنوان «چهره عملگرا» را به كار میبرند – با مشی معمول خود توانسته بار دیگر بر مخالفان خود غلبه كند. سخنان اخیر آیتالله هاشمیرفسنجانی و تاكید بر ثابت بودن دیدگاه وی در خصوص راهحلهای ششگانهای كه در نماز جمعه 26 تیر ماه تهران بیان كرد در كنار خیز شیوخ میانهروی تشكل سنتی راست یعنی جامعه روحانیت مبارز برای حمایت جدیتر از هاشمی و نقش آفرینی او، دو نقطه كانونی در رویدادهای اخیر است.
راهكارهای هاشمی كه در فضای ملتهب آن روز نماز جمعه تهران بیان شد مبتنی بر «رفع نگرانیهای مراجع، حركت در چارچوب قانون، خاتمه حركت یكجانبه صدا و سیما و رسانههای خاص تندرور، ایجاد فرصت برای بیان دیدگاههای معترضان، آزادی فعالان سیاسی بازداشت شده، دانشجویان و مردم، دلجویی از خانوادههای آسیبدیدگان پس از انتخابات و پایان دادن به محدود كردن و برخورد با رسانهها» بود كه واكنش تند حامیان دولت را بر انگیخت. به هر حال مراسم افتتاحیه كنفرانس وحدت اسلامی، فرصتی را فراهم كرد تا هاشمیرفسنجانی، آیتالله مهدوی كنی و علیاكبر ناطقنوری در كنار هم بر صندلیهای ابتدای سالن اجلاس سران جای گرفته و سوژه نابی را در اختیار عكاسان خبری قرار دهند؛ سه چهرهای كه به عنوان اعضای شورای مركزی تشكل شیوخ میانهرو جناح راست، هم حزبیهای قدیمی یكدیگر به شمار میروند. با این حال هاشمی و ناطق به سبب اتهاماتی كه در جریان نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری دهم از سوی یكی از كاندیداها به آنها نسبت داده شد در كنار حسن روحانی، سه عضوی هستند كه پس از انتخابات به جلسات جامعه روحانیت نرفتهاند و گفته میشود از عدم حمایت دوستان سابق خود از آنها گلایه جدی دارند. در چنین فضایی بود كه اینچنین بود كه محمدرضا مهدویكنی دبیر كل جامعه روحانیت مبارز وقتی خود را در حلقه خبرنگاران دید ترجیح داد تا با یك جمله مهم درباره هاشمی، پیامهای لازم را به مخالفان
مخابره كند: «همچنان پای سخنرانی آقای هاشمی مینشینم و جریاناتی كه در پی حذف آیتالله هاشمیرفسنجانی هستند چندان مهم نیستند». او البته در مجال مغتنم مذكور، بار دیگر حامیان دولت را مورد نكوهش قرار داد: «میخواستم وحدت برقرار شود ولی برخی آقایان نخواستند». وی در پاسخ به این سوال كه چه كسانی نخواستند پاسخ معنا داری داد:«حالا؛ بعضیها! شما كه میدانید، چرا میپرسید؟ سوال سیاسی نكنید».
وزیر كشور دولت شهید رجایی در عین حال در پیشبینی نسبت به سال جدید گفت: «خوشبین هستم و فكر میكنم در راه وحدت قرار خواهیم گرفت و امیدوارم در سال جدید از خداوند عیدی وحدت بگیریم
اوایل زمستان ۸۷ از نواب به سمت بالا میرفتم در گوشهای از میدان توحید مرد بلندقامتی به انتظار تاکسی ایستاده بود پیشانیاش را کلاه پوشانده بود و نیمه پایین صورتش از سوز سرما در بقه پالتو مخفی شده بود. حس درونم نیشی به ترمز اتومبیل زد، ایستادم تا سوار شود. به محض سوار شدن مجبور شدم ترمز دستی را هم بکشم و روبوسی و احوالپرسی مفصل ناشی از چندین سال ندیدن.
گفت: بیوفا کجایی؟ گفتم: مسافر کربلا. گفت مرا هم ببر. به همین سادگی سیدعلیرضا بهشتی هماتاقیام در سفر کربلا شد.
سیدی نجیب، اصیل، متین، صادق و فهیم.
در مسیر تهران تا نجف که با اتوبوس دو روز طول کشید از مصاحبت این رفیق دیرینه لذت بردم. آنچه برایم شیرین و صدها نکته داشت تعارف من به سفر کربلا و آمادگی و کندن از زندگی و کار و همسفرشدن بود. این سبکبالی را به رندی از شاگردی و اثر کلام محبت حاج اسماعیل دولابی به دست آورده بود. در دهۀ۶۰ توفیق حضور سیدعلیرضا در جلسات آقای دولابی به مراتب از بنده بیشتر بود.
خداوند روزی فرمود و یک سفر کربلا همنشین و هم اتاق سیدعلیرضا بودم و دنیایی از خاطرات و شور و عشق و محبت نسبت به مکتب اهل بیت علیهمالسلام و البته دغدغههای یک مسلمان دلسوز و متعهد نسبت به جامعه و سرنوشت کشورش.
به هر زیارتگاه میرفتیم مقید به غسل زیارت بود. به خاطر سید و نازنین بودنش او را بر خود ترجیح میدادم. غسل زیارت او با آب گرم بود و نوبت من که میشد با آب سرد غسل میکردم. این حکایت در طول سفر ادامه داشت تا جاییکه به او گفتم از این به بعد هر وقت با آب سرد غسل کنم به یاد تو هستم و مسببش تو هستی. (یک مرتبه صبح جمعهای در تهران به او زنگ زدم که فلانی معلومه که حمام بودهای چون آب منزل ما سرد شده است).
در حرم امیرالمؤمنین (ع) گفت از بهانههای استمرار حضور در حرم در کیسهات چه داری؟ گفتم: نماز جعفر طیار و زیارت جامعه، و عالیه المضامین.
در کربلا گفت: عجب بهانه دلچسبی است برای ماندن در حرم.
(با سلام این مطلب را حتما مطالعه کنید در این مطلب توضیحات جامعی از سبز بودن بیان شده است. ) جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی نخواهد داشت معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شود تا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند . در واقع تشکل های غیر دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به این طریق از هیبت دولت در برابر مردم می کاهند علاوه بر اینکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی – اجتماعی و… از این طریق انجام می شود.ویکی از نشانه ها و شاخص های توسعه یافتگی و پیشرفت کشورها وجود همین تشکیلات و نهادهای مدنی غیردولتی است ، حتی در کشورهایی که نظم و نسقی دارند وجود اینها ضروری است چون بسیاری از فعالیت های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی از طریق این نهادهای مدنی انجام می گیرد در واقع وجود تشکل ها در بین مردم باعث پیشرفت مردم می شود، و جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد . صراحت قانون اساسی در مورد احزاب وتشکل ها این مساله در کشور ما هم بی ریشه نیست و از قدیم مشابه اینگونه نهادها در جامعه ما وجود داشته و تشکل های کوچک محله ای داشته ایم و همین ها جامعه ما را حفظ کرده است . بطور نمونه می توان به بافت و ساختار شهر کاشان اشاره کرد که در درون محلاتش نهادهایی اینگونه وجود داشته و همین ها موجبات حفظ و رشد این شهر را فراهم آورده و این نهادها از طریق صدقات جاریه تامین مالی می شده است یا وجود هیئت ها نمونه دیگری است ، در جامعه مدرن وجود این نهاد ها به لحاظ شکل و محتوا گسترده تر شده و اهمیت ویژه ای پیدا کرده تا به تشکیلات سیاسی رسیده است. قانون اساسی ما در مورد حق تشکیل اجتماعات و احزاب وتشکل ها صراحت و تاکید دارد . غفلتی که هست اینکه برخی فکر می کنند اینگونه تشکیلات تحفه ای است که از طرف دولت به مردم داده شده است . اشکال کار این است که فکر می کنیم این تشکلات باید توسط دولت ساخته و به مردم تحویل داده شود، در حالی که این یک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نباید مانع فعالیت آنها شود. مردم اگر تحت فشار نباشند… در این نه ماه همه مسایل را زیر پا گذاشتند مردم اگر تحت فشار نباشند و این تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان ها بیایند و اگر در خیابان ها هم حق انها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند. متاسفانه در این نه ماه تمام این مسائل زیر پا گذاشته شده و بیشترین خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسیار زیاد خیابانی. این وضعیتی که با آن روبرو هستیم و وضعیتی که حزب مشارکت دارد خود دلیل اعتراض مردم است و اگر به خواست و حقوق مردم شود دلیلی وجود ندارد که مردم به خیابانها بیایند یا به سمت شعارهای تند بروند . راهپیمایی ۲۵خرداد فراموش نشود؛ سمبل نظم و نشاط و مراقبت مردم از هم مردم بدنبال استیفای حقوق خودشان هستند و آنچه در این نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نیروهای دولتی به مردم بوده و آنها از این ناحیه خسارت بسیار دیده اند. یک دلیل آن راهپیمایی ۲۵ خرداد است که در آن راهپیمایی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همدیگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پیش آمد. اوج حضور مردم راهپیمایی در روز ۲۵ خرداد بود که باید تاکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همدیگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود. روحیه مردم همانند ۲۵ خرداد… نوشتن مقالات متعدد در مورد ۲۵ خرداد می تواند باعث شود که ماهیت جنبش و سرچشمه های آن شناسایی و بر آنها تاکید شود. خوشبختانه این تفکر همچنان در بین مردم باقی مانده و مردم در سطوح مختلف به آن عمق داده اند.و به رغم اتفاقات تلخی که در این نه ماه رخداده است روحیه مردم همانند آنروز حفظ و وجه مسالمت آمیز و مدنی جنبش برجسته شده و عمق گرفته است . البته این جنبش فراز و نشیب هایی داشته اما همه لازمه جریان است و باید هوشیارانه با آنها روبرو شویم،مخالفان این جریان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران این جریان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند که مردم نمی پسندند،البته در این مسیر جنبش افت و خیزها و فشارهایی بوده ، که ازجمله حزب مشارکت در معرض بیشترین فشارها بوده و نسبت هایی به آن داده شده که نادرست و ناروا بوده است و ملت هم آنرا نمی پذیرد ،و ما نباید در مقابل این تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگیریم و باید تعادل خودمان را در هرلحظه و نقطه ای در مقابل فشارها حفظ کنیم. مراقب باشید! می خواهند مردم را دچار انفعال کنند و بین مردم فاصله بیندازند بنده در یکی از مصاحبه ها این را مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم. ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم . بخشی ار این تخریب ها برای این است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اینکه بین ما و مردم فاصله ایجاد کنند و نسبت به ما بد بینشان کنند. ما نباید نسبت به اینگونه مسائل و تهمت ها و تحلیل ها منفعل باشیم.
تشکر می کنم از حضور دوستان . شرایط ویژه و خاصی در کشور حکمفرماست . خیلی خوشحال می شدم که دوستان دیگر به ویژه دوستانی که در بند هستند امثال آقای میردامادی در این جمع بودند و از محضرشان استفاده میکردیم. شرایط کشور را شما که یک حزب سیاسی هستید بهتر می دانید . محدودیت هایی که برای حزب مشارکت است خودتان می دانید .
بی آنکه خیلی ها بدانند و بشناسند با لباس مبدل به گوشه وکنار کشور و حتی میادین جنگ می رفت تا اطلاعات صاف و خالص و بی پیرایه از شرایط موجود را به امام گزارش کند.یکبار که برادر مسعود رجوی رهبر سازمان منافقین خلق تلفنگرامی را از طرف برادرش به جماران آورده بود تا از طریق احمد به امام برساند در برابر نظر بعضی که به دلیل مواضع رجوی مخالف این کار بودند و مطالعه آن نامه را برای امام ناراحت کننده می دانستند برافروخته شد و گفت: ما تنها امانتدار و رابط امام با دیگران هستیم و این امام است که باید در این زمینه تصمیم بگیرد.کاملاً به امام وفادار بود و تا آخر عمر به او وفادار ماند.
ه-غلامعلی رجایی:چه می توان گفت از احمدی که پروانه شمع وجود امام بود . ستاره ای که شانزده سال قبل ناگهان از آسمان جماران غروب کرد ! از مردی که می گفت امام تنها پدر من نیست ، مراد و محبوب من است. از مردی که تمام جوانی و زندگیش را سخاوتمندانه و بی توقع هیچ اجر و مزدی به پای امام ریخت . از مردی که ذوب در وجود امام بود و به عشق او زندگی می کرد. از مردی که رابطه اش با امام عاشق و معشوقی بود و حبیب و محبوبی و مرید و مرادی. از مردی که خالصانه در خدمت امام بود و هیچ وقت از امام چیزی برای خود نخواست،چون در او فانی شده بود . بارها و بارها در لحظات استراحت امام بیدار می ماند و از سلامت و آسایش خود برای آسایش و آرامش امام مایه می گذاشت. لحظه ای امام را تنها نگذاشت و آرامش و زندگی و استراحت خود را برای امام گذاشت. در روزها و ساعت های پر تلاطم اول انقلاب خود را سپر آماج حملات سنگینی که ایجاد شد نموده بود. امام از خدمات او به خود و به کشور و انقلاب کاملاً رضایت داشت. همین صفت برجسته بود که موجب شد امام به فرزند ارشد او سید حسن توصیه کند:” پدر داری را از پدرش یاد بگیرد”. چنان عبد و مطیع امام بود که دوستان نزدیکش وقتی اوج خاکساری و روحیه تسلیم و انقیاد و خصلت اطاعت او را در برابر امام می دیدند می گفتند احساس می کنند حتی ضربان قلب او هم با اذن و اجازه امام است. با اینکه امام او را صاحب فکر و اندیشه می دانست اما هیچوقت کسی او را ندید که در برابر امام از خود رأی و نظری داشته باشد. امین امام بود و این بزرگترین مشخصه او بود.
ادر حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستانشناسی در بابل در میانرودان، هورمزد رسام، باستانشناس بریتانیایی آسوریتبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشتههایی به خط میخی بود.[۴] جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتیمتر طول و ۱۱ سانتیمتر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شدهاست. بررسیها نشان داد که نوشتههای استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بختالنصر) و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار داده شدهاست. در حال حاضر این لوح سفالین استوانهای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
از سوی دیگر در سالهای اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانهای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل میدانستند، در حقیقت پارهای از استوانه کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانهای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری میشد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.
در جریان جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.[۵]
ساخت منشور
کوروش دوم، بنیانگذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاجگذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بینالنهرین)، مردوک که کهنترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.
به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانهای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار گرفت.
در این لوح استوانهای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، میگوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده است. وی سپس بیان میکند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و کشور سومر به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاههای مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاههای اصلی آنها در میانرودان و غرب ایران برگرداندهاست. پس از آن، کوروش میگوید که چگونه نیایشگاههای ویرانشده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاههای بابل بودند به میهنشان برگرداندهاست. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شدهاست که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده است[۷][۸][۹][۱۰].


